
سلام بچه هااا![]()
خوبید؟؟
راستی تا یادم نرفته این رو بگم که من اکثر مواقع توی این داستان شخصیت هارو انسانی تصور میکنم شاید به این علته که لباسم دارن شخصیتای مذکر،حالا شما هرجور راحتید تصور کنین![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام بچه ها!!
من خیلی دیر کردم ...
دلیلشم اینه که مریض شدم بعدشم که بهتر شدم سرم شلوغ بود برای انتخاب واحد ترم دوم![]()
خلاصه بازم شرمنده!
راستیییی فردا تولدمه!!شاید باورتون نشه،میرم تو نوزده سال!
دارم پیر میشم![]()
![]()
![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلااام!!خوبید؟؟؟
داریم به عید نزدیک میشیما!!
راستیی محمد حسن تولدت مبارک ![]()
امیدوارم ازین قسمت لذت ببرین،من که لذت بردم خخ![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام بچه ها!
دلیل تاخیر ایندفعه این بود که ما دوباره کاراکتر جدید داریم و من باید بفکر اسمش و اینا میبودم.![]()
ازونطرفم یبار تا وسطا نوشتمش دیشب ولی یادم رفت سیوش کنم
برای همین دوباره نشستم نوشتمش![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلام بچه ها!!!این قسمت خیلی مزخرفه ببخشید!چون من هیچوقت بلد نبودم صحنه های جنگی رو بنویسم!
تمام سعی ام رو کردم ولی...![]()
و زیادم نوشتم 2348تا کلمه![]()
امیدوارم اونقدر که فکر میکنم بنظرتون مسخره نباشه![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلوومممم!
بازم یه قسمت طولانی دیگه!![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

خب این قسمت نوزده یه آهنگ داره.
راستش بنظرم یجورایی ربط داره به آرتور و ایمی(شایدم نداره ولی قسمتای بعد خواهد داشت
)
و من خیلی دوستش دارم گفتم شاید شمام بخواید بشنوید.پخش آنلاینش هست و من ترجمه و لینک دانلودش رو براتون میذارم.
در ادامه
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سهلااام![]()
دوستان فکر نکنین من تو خونه بیکارما،یه عالمه درسو مخش دادن بهمون!
خلاصه بدبختیم![]()
این قسمت مجبور بودم یسری جاها که اتفاقی نمیوفته نگم ،یکم این قسمت حوصله سر بره چون من جزئیات رو میگم که بتونید تصور کنید.
راستی آهنگ جدیدم گوش کنین![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری

سلومممم
یکی از دوستای من یعنی ورونیکا یه داستان نوشته و ما تصمیم گرفتیم که نوشتن از او،پست کردن از من![]()
آرررره فرانک و رومی از شوما الگو گرفتم![]()
برچسب:
نویسنده: مهسا صفری